مقدمه
در حوزه دندانپزشکی ترمیمی و پروتزهای دهانی، ایمپلنتهای دندانی به عنوان ستون فقرات جایگزینی دندانهای از دست رفته مطرح شدهاند. موفقیت طولانیمدت این درمانها نه تنها به کیفیت فیت (اندازهگیری دقیق) اباتمنت و روکش بستگی دارد، بلکه به کیفیت اتصال شیمیایی و مکانیکی بین این اجزا و چسب دندان (Cement) نیز وابسته است. چسب دندانن ها نقش حیاتی در آببندی ترمیم در برابر نفوذ میکروارگانیسمها و جلوگیری از شکستگی ایفا میکنند.
یکی از چالشهای اصلی در پروتزهای ایمپلنت مبتنی بر چسب دندان، باقی ماندن مواد چسب دنداناضافی (Excess Cement) در فضای پریایمپلنت (محیط اطراف ایمپلنت و لثه) است. تجمع این مواد، حتی در مقادیر ناچیز، میتواند به عنوان یک عامل محرک التهابی عمل کند. این تحریک مزمن منجر به پاسخ التهابی بافت نرم (ژنژیویت پریایمپلنت) و در نهایت، تخریب استخوان اطراف ایمپلنت (پریایمپلنتیت) میشود که بزرگترین تهدید برای ماندگاری ایمپلنتها است. شناسایی چسب دندانهایی که به راحتی حذف میشوند و حداقل باقیمانده را در ناحیه زیر لثه به جا میگذارند، برای سلامت پریایمپلنت حیاتی است.
هدف مطالعه
پژوهشی که در اینجا مورد بحث قرار میگیرد، با الهام از تحقیقاتی مانند کار Jazmin Hidalgo و همکارانش در دانشگاه مالمو سوئد، با تمرکز دقیق بر روی تأثیر ماهیت شیمیایی و فیزیکی چسب دندانبر میزان باقیمانده آن پس از نصب روکشهای زیرکونیایی بر روی ایمپلنت انجام شد.
هدف اصلی این مطالعه، مقایسه کمی و کیفی میزان چسب دندان اضافی باقیمانده پس از سیمانبندی روکشهای زیرکونیایی با استفاده از دو کلاس متفاوت از سمانها بود:
- سیمان زینک فسفات (Zinc Phosphate Cement – ZNPH): یک چسب دندان سنتی که به دلیل خواص مکانیکی خوب و تاریخچه طولانی استفاده، همچنان در برخی موارد کاربرد دارد.
- سیمان گلس یونومر تقویتشده با کلسیم آلومینات (Calcium Aluminate Glass Ionomer Cement – CAGIC): یک چسب دندان جدیدتر که ادعا میشود خواص نفوذپذیری و حذف بهتری دارد.
این مقایسه با این فرضیه انجام شد که تفاوت در ساختار شیمیایی و ویژگیهای گیرش این دو چسب دندان، منجر به تفاوت معنیداری در میزان مواد باقیمانده در حاشیه ترمیم خواهد شد.
روش تحقیق
پژوهش با استفاده از یک پروتکل کنترلشده آزمایشگاهی طراحی شد تا متغیرهای مزاحم محیط دهان بیمار به حداقل برسد.
۱. نمونهگیری و آمادهسازی
در این مطالعه از ۲۰ واحد پروتز استفاده شد. تمامی این واحدها شامل یک ایمپلنت استاندارد و یک اباتمنت متصل به آن بودند. روکشهای مورد استفاده از جنس زیرکونیا (Zirconia) انتخاب شدند، زیرا زیرکونیا به دلیل استحکام بالا و زیبایی، انتخابی رایج برای پروتزهای دندانی مدرن است.
۲. گروهبندی و سیمانبندی
نمونهها به دو گروه مساوی تقسیم شدند ($n=10$ در هر گروه):
- گروه ۱ (ZNPH): ده روکش با استفاده از چسب دندان زینک فسفات سنتی (مطابق دستورالعمل سازنده) روی اباتمنتها چسبانده شدند.
- گروه ۲ (CAGIC): ده روکش با استفاده از چسب دندان گلس یونومر تقویتشده با کلسیم آلومینات (CAGIC) چسبانده شدند.
فرایند سیمانبندی تحت شرایط استاندارد آزمایشگاهی و با دقت بالا انجام شد تا اطمینان حاصل شود که ضخامت لایه سیمان در ابتدا مشابه باشد.
۳. حذف و اندازهگیری چسب دندان اضافی
پس از گیرش کامل چسب دندان ها، مرحله حیاتی حذف مواد اضافی آغاز شد. این حذف معمولاً شامل استفاده از ابزارهای مکانیکی ساده (مانند پروب یا مسواک) و سپس شستشو است، همانند آنچه در کلینیک رخ میدهد.
سپس، میزان چسب دندان باقیمانده در مرز اتصال روکش و اباتمنت با دو روش کاملاً متفاوت اندازهگیری شد تا دقت نتایج افزایش یابد:
الف) اندازهگیری سطحی (پیکسلمحور)
تصاویر با کیفیت بالا از ناحیه اتصال گرفته شد. سپس، از نرمافزارهای تحلیل تصویری برای تفکیک ناحیه پوشیده شده توسط چسب دندان باقیمانده از سطح زیرین استفاده شد. نتایج بر حسب مساحت پیکسلی (Pixel Area) گزارش شد که نشاندهنده وسعت سطحی چسب دندان باقیمانده بود.
ب) اندازهگیری وزنی (توزین دقیق)
پس از مرحله تصویربرداری، چسب دندان های باقیمانده به دقت از روی نمونهها برداشته شدند (با استفاده از روشهای غیرمخرب که روی چسب دندان اثر نگذارد). سپس این چسب دندان ها جمعآوری شده و با استفاده از ترازوهای تحلیلی با دقت بالا (Microbalance) وزن شدند. نتایج بر حسب وزن (Micrograms – $\mu g$) ثبت گردید.
۴. تحلیل آماری
دادههای بهدستآمده از هر دو روش اندازهگیری برای گروههای ZNPH و CAGIC مورد مقایسه قرار گرفتند. برای تعیین وجود تفاوت آماری معنیدار بین میانگین دو گروه، از آزمون t مستقل (Independent Samples t-test) استفاده شد. سطح معنیداری آماری (آلفا) بر روی $\alpha = 0.05$ تنظیم گردید.
نتایج تحقیق
نتایج حاصل از تحلیلهای آماری، تفاوتهای بارز و معنیداری را بین عملکرد دو نوع چسب دندان در زمینه دفع باقیمانده آشکار ساختند:
- برتری CAGIC در کاهش باقیمانده: گروهی که از چسب دندان گلس یونومر تقویتشده با کلسیم آلومینات (CAGIC) استفاده شده بود، به طور مداوم و قابل توجهی مقدار کمتری از چسب دندان اضافی باقی گذاشت. حذف چسب دندان CAGIC به دلیل ویژگیهای ذاتیاش آسانتر گزارش شد.
- باقیمانده بیشتر در ZNPH: در مقابل، چسب دندان زینک فسفات (ZNPH)، پس از فرآیند استاندارد تمیزکاری، مقادیر بیشتری از مواد خود را در نواحی پریایمپلنت به جا گذاشت.
- معنیداری آماری: تحلیل t مستقل نشان داد که تفاوت مشاهده شده بین میانگین مساحت پیکسلی چسب دندان باقیمانده در دو گروه، و همچنین میانگین وزن سمان باقیمانده، از نظر آماری معنیدار بود.
- برای مساحت پیکسلی: $p = 0.002$
- برای وزن چسب دندان باقیمانده: $p = 0.005$
از آنجایی که هر دو مقدار $p$ کمتر از سطح آلفای تعیین شده ($0.05$) بود، میتوان نتیجه گرفت که نوع چسب دندان بر میزان باقیمانده تأثیرگذار است و این تفاوت تصادفی نیست.
بررسی دلایل
تفاوت چشمگیر در میزان چسب دندان باقیمانده عمدتاً به ویژگیهای بیومکانیکی و شیمیایی ماتریکس چسب دندان ها در زمان گیرش و پولیش نهایی مرتبط است:
۱. ویژگیهای فیزیکی در زمان گیرش (Setting Behavior)
چسب دندان CAGIC: یکی از مهمترین مزایای این چسب دندان، رفتار آن در فاز گیرش است. این چسب دندان ها تمایل دارند که یک ساختار نیمهجامد و نسبتاً الاستیک (Rubber-like consistency) ایجاد کنند. این خاصیت الاستیک باعث میشود که در هنگام تمیز کردن با ابزارهای روتاری یا دستی، سمان تمایل به جدا شدن به صورت یکپارچه یا ورقهای داشته باشد، نه اینکه خرد شود. این یکپارچگی باعث میشود که ابزارهای تمیزکاری، ماده را به طور مؤثرتری از زیر لبه روکش خارج کنند.
چسب دندان زینک فسفات (ZNPH): زینک فسفات به سرعت سخت میشود و ساختاری بسیار شکننده و کریستالی دارد. در هنگام تلاش برای حذف باقیمانده چسب دندان، این شکنندگی باعث میشود که چسب دندان خرد شده و قطعات میکروسکوپی (Debris) در مناطقی که دسترسی به آنها دشوار است (مانند حد فاصل اباتمنت و ایمپلنت) باقی بمانند. این قطعات خرد شده اغلب از دید دندانپزشک پنهان میمانند.
۲. زمان گیرش و سختی نهایی
چسب دندان های CAGIC معمولاً زمان گیرش کنترلشدهتری دارند و به سرعت به سختی نهایی میرسند. این زمانبندی مناسب، فرصت کافی برای دندانپزشک را فراهم میکند تا قبل از اینکه ماده کاملاً سخت و غیرقابل انعطاف شود، بخش عمده آن را حذف کند. با این حال، سختی نهایی بالای CAGIC نیز به کاهش امکان فرسایش و چسبندگی نامطلوب به سطوح ایمپلنت کمک میکند.
نتیجهگیری نهایی
نتایج این پژوهش به طور قاطع نشان میدهد که نوع چسب دندان مورد استفاده، یک عامل تعیینکننده و مهم در میزان چسب دندان اضافی باقیمانده در محیط پریایمپلنت است.
چسب دندان گلس یونومر تقویتشده با کلسیم آلومینات (CAGIC) به دلیل ماهیت فیزیکی و نحوه حذف شدن پس از گیرش، مزیت بالاتری نسبت به چسب دندان های سنتی مانند زینک فسفات نشان میدهد. کاهش سمان باقیمانده به طور مستقیم با کاهش خطر التهاب لثه و متعاقباً کاهش ریسک بروز بیماریهای پریایمپلنت مرتبط است.
بنابراین، در پروتزهای ایمپلنت که به خصوص در نواحی خلفی یا دندانهایی با فضای محدود قرار دارند و دسترسی به تمیزکاری کامل دشوار است، انتخاب چسب دندان هایی با خواص حذف آسانتر (مانند CAGIC) یک استراتژی پیشگیرانه کلیدی محسوب میشود.
نکات کلینیکی برای دندانپزشکان
انتخاب چسب دندان باید بر اساس رویکردی چندعاملی باشد که شامل موارد زیر است:
- ارزیابی دسترسی: در مواردی که خط پایان (Margin) روکش در زیر لثه قرار دارد (Subgingival Margin) و تمیزکاری دشوار است، استفاده از چسب دندانهایی مانند CAGIC که قابلیت حذف آسانتر دارند، ارجحیت دارد.
- فناوری سیمانبندی: در ترمیمهای چسب دندان شونده، همواره باید از مقدار کنترل شدهای چسب دندان استفاده شود. پس از قرار دادن روکش، باید بلافاصله با دقت بالا، سمانهای اضافی خارج شده از خطوط مرزی را با ابزارهای مناسب (مانند پروبهای پلاستیکی یا فلزی نازک، نخ دندان مخصوص ایمپلنت، و ایرفلو) تمیز کرد.
- آموزش بیمار: حتی اگر تمیزکاری به خوبی انجام شود، آموزش بیمار در مورد اهمیت رعایت بهداشت دقیق توسط مسواک و استفاده از نخ دندان برای تمیز کردن خطوط چسب دندان و جلوگیری از تجمع پلاک در اطراف ترمیمها ضروری است.
- توجه به مواد چسب دندان در برابر مواد روکش: سازگاری چسب دندان با زیرلایه (روکش زیرکونیا) و همچنین با سطح ایمپلنت باید در نظر گرفته شود.
جمعبندی
مطالعه حاضر تأکیدی قوی بر این اصل دارد که انتخاب صحیح نوع چسب دندان یکی از عوامل کلیدی در تضمین موفقیت و دوام بلندمدت درمانهای ایمپلنت است. با توجه به اینکه چسب دندان های مدرن مانند CAGIC نه تنها از نظر خواص مکانیکی و چسبندگی مناسب هستند، بلکه مزایای قابلتوجهی در زمینه زیستسازگاری و کاهش باقیماندههای التهابزا دارند، استفاده از آنها در پروتزهای ایمپلنت باید در اولویت کلینیکهای دندانپزشکی قرار گیرد تا سلامت پریایمپلنت به بهترین شکل ممکن حفظ شود.
رفرنس: